تاریخ : پنجشنبه 2 خرداد 1392 | 04:05 ب.ظ | نویسنده : حمید قربانی نیا


ایا شما با کافه کتاب اشنا هستید؟

ایا شما از علاقه مندان به کتاب خوانی هستید؟
به کافه کتاب بیایید


کافه کتاب اندیشه















برچسب ها: کتاب، نشر، انتشارات، نویسنده، کتاب خانه، کتاب فروشی، کتب، رمان، داستان، نقد کتاب، معرفی کتاب،

تاریخ : شنبه 26 مهر 1393 | 01:07 ب.ظ | نویسنده : الف. ب. نون.






تاریخ : سه شنبه 22 مهر 1393 | 03:41 ب.ظ | نویسنده : الف. ب. نون.
"در نهایت خودت به تنهایی رنج می کشی. ولی در آغاز همراه کلی آدم دیگر هستی."



"اینجا همه آدم ها اینجوری اند" نام کتابیست شامل شش داستان کوتاه که در دهه نود منتشر شده اند و هر یک به مناسبتی جایزه ادبی بدست آورده اند. این کتاب در ایران توسط مژده دقیقی ترجمه شده و انتشارات نیلوفر آن را منتشر شده است. 

داستان های این مجموعه عبارتند از:

1- آسمان سیاه شب- نوشته: جرمی کینگ، برنده جایزه ادبی یان سنت جیمز در سال 1992

2- مردی با کت شلوار مشکی- نوشته: استیون کینگ، برنده جایزه اوهنری در سال 1996

3- هلیم جان سخت- نوشته : وانگ منگ، برنده جایزه صدگل در سال های 1990-1991

4- زندگی شهری- نوشته: مری گوردن، برنده مقام اول جایزه ادبی اوهنری 1997

5- خرابکار- نوشته: هاجین، اولین داستان از مجموعه بهترین داستان های کوتاه امریکایی سال 1997

6- اینجا همه آدم ها اینجوری اند- نوشته: لوری مور، مقام اول مسابقه اوهنری سال 1998


کتاب خوانش ساده ای دارد و  کم حجم است. به همین دلیل زمان زیادی برای خواندن نمی گیرد. پیشنهاد می کنیم این داستان های زیبا را از دست ندهید.




تاریخ : یکشنبه 20 مهر 1393 | 12:28 ب.ظ | نویسنده : الف. ب. نون.

سه نفر در برف

نام کتاب: سه نفر در برف

نویسنده: اریش کستنر

مترجم: سروش حبیبی

انتشارات: نیلوفر

اریش کستنر (۱۹۷۴ – ۱۸۹۹) از داستان نویسان برجستۀ آلمانی است که به واسطۀ طنزی پر مفهوم و قلمی نزدیک به زبان مردم، در کشور خود محبوبیتی خاص دارد. او بیش از همه کودکان و نوجوانان را مخاطب آثار خود قرار می دهد.

رمان دلنشین او «سه نفر در برف» به موضوعی می پردازد که در ادبیات جهان همیشه تازه است و آن این که جامعه اگر آلودۀ رنگ و ریا باشد، آدم ها ارزش یکدیگر را بر اساس ظاهر می سنجند. موضوعی که این روزها در ایران و می توان گفت بیشتر در کشورهای جهان سوم با آن مواجه هستیم... 

سه نفر در برف ماجرای «توبلر» مرد ثروتمند و در عین حال ظریف و نکته سنجی است که صاحب چند کارخانه و هتل است و در طی جریانی به یک سفر پر از ماجرا می رود. او در پی زنجیره ای از سوءتفاهم که طی آن آدم ها همدیگر را اشتباه می گیرند، فرصت می یابد امتحان کند آیا از اطرافیانش کسانی هستند که به راستی «تن آدمی را به جان آدمی شریف» بدانند.

اریش کستنر


کستنر در ابتدای رمان با لحنی کنایی و مستقیم به این نکته اشاره می کند که بسیاری می پندارند در دنیای مدرن پرونده میلیونرها بسته شده است اما نکته آنجاست که واقعیت از چیزی دیگر حکایت دارد. او یکی از این میلیونرها را برمی گزیند، شخصیتی که به درستی از موقعیت و جایگاه خود و تاثیری که می‎تواند بر نوع روابطش با دیگران بگذارد آگاه است. مردی که از زندگی اشرافی خود خارج می شود و فرصتی را فراهم می آورد که از بیرون نگاهی به درون زندگی خود بیندازد، فرصتی که می‎تواند به او نشان بدهد که اطرافیانش چه میزان عزت و احترام برای خود واقعی او قائل هستند و این موقعیت باعث می شود که از چند و چون زندگی اش به دیدی تازه برسد... اینکه چقدر جامعه و مناسبات میان آدم های آن آلوده به رنگ و ریاست و تا چه اندازه بر ارزش‎های مادی و غیر انسانی استوار است.

این کتاب زیبا در ایران توسط سروش حبیبی ترجمه شده و توسط نشر نیلوفر به انتشار رسیده است. 



برچسب ها: مغرفی کتاب، رمان خارجی، اریش کستنر،

تاریخ : چهارشنبه 16 مهر 1393 | 02:08 ب.ظ | نویسنده : الف. ب. نون.



نام کتاب: خاطرات اردی بهشت
نویسنده: جعفر مدرس صادقی
انتشارات: مرکز


جدیدترین رمان جعفر مدرس صادقی پس از پنج سال از انتشار آخرین اثر داستانی بلند او منتشر شد. 
جعفر مدرس صادقی نویسنده، مترجم و مصحح نام آشنای ادبیات فارسی است که در سال‌های اخیر بیش از هر چیز با داستان‌های کوتاه و رمان‌هایش شناخته شده است.

"خاطرات اردیبشهت" خاطرات مرد میانسالی را بازگو می‌کند که همسرش را از دست داده و با دخترش زندگی می‌‍‌کند. این اثر دربرگیرنده 31 بخش است. هر چند این کتاب به بازتعریف خاطرات شخصی اختصاص دارد اما نویسنده با به‌کارگیری عناصر داستانی، یک داستان بلند خلق کرده است. 
انزوای انسان مدرن، مقوله‌ای است که مدرس صادقی در این داستان هم مانند برخی آثارش به آن پرداخته و «خاطرات اردیبهشت» را با درونمایه‌ای اجتماعی، از زبان یک راوی درونگرا، روایت کرده است. 
مدرس صادقی «خاطرات اردیبهشت» را سال 1387 به ناشر سپرد و این رمان پس از 6 سال مجوز چاپ و نشر گرفت. 




"تازه وقتی آمدم توی پیاده رو، یادم افتاد ماشین نداشتم. پیاده آمده بودم. این وقت روز توی این شلوغی، فکر کرده بودم حوصله‌اش را ندارم با ماشین. اما به نوشین گفته بودم می‌خواهی برسونمت؟ با چی؟ رفتم آن طرف خیابان و سوار تاکسی شدم. نوشین حق داشت. هرچی که می‌گفت درست می‌گفت. ما مردها هم از دم حُقّه‌باز بودیم. یکی از یکی حُقّه‌بازتر."

امیدوارم از خوندن این کتاب زیبا لذت ببرید...



تاریخ : دوشنبه 14 مهر 1393 | 01:50 ب.ظ | نویسنده : حمید قربانی نیا




نام کتاب: پیرمرد صد ساله ای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد.
نویسنده: یوناس یوناسن

در سال ۲۰۰۹ در سوئد رمانی منتشر شد با تیتری عجیب و طولانی: "پیرمرد صد ساله‌ای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد". نخستین رمان یوناس یوناسون، روزنامه‌نگار ۴۹ ساله، که در ابتدا نه توجه زیادی برانگیخت و نه کسی برای آن موفقیتی بزرگ پیش‌بینی کرد، اما این رمان سال بعد پرفروش‌ترین کتاب سوئد شد و به زودی در سراسر جهان به یکی از محبوب‌ترین رمان‌ها بدل گشت.  این نخستین رمان آقای یوناسن بود و پنج ناشر نخستی که سراغ‌شان رفت، کتاب را برای انتشار ارزشمند تشخیص ندادند اما این کتاب پس از انتشار در سوئد به پدیده‌ای تبدیل شد و از آن زمان به بیش از ۳۰ زبان دنیا ازجمله فارسی ترجمه شده است.

داستان از روز تولد صدسالگی آلن کارلسن در خانه‌ی سالمندانی در یکی از شهرهای کوچک سوئد آغاز می‌شود. او آرام در اتاقش در خانه‌ی سالمندان نشسته و منتظر جشنی است که دوست ندارد هرگز آغاز شود. قرار است شهردار و خبرنگاران هم بیایند. اما آلن تمایلی به شرکت در جشن تولد خودش ندارد. پس پنجره را باز می‌کند و با لباس راحتی و دمپایی روفرشی روی چمن‌های گلکاری‌شد‌ه‌ی پایین پنجره می‌پرد و به سوی سرنوشت می‌رود...


کتاب «پیرمرد صدساله‌ای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد»، آمیزه‌ای از یک داستان پلیسی، داستان طنز و داستان سیاسی است. در طول خواندن کتاب، ما داستان زندگی پیرمرد قهرمان داستان را هم مرور می‌کنیم و از ورای آن تاریخ قرن بیستم را البته به صورت طنز مرور می‌کنیم. در حقیقت نویسنده کتاب هر بار به بهانه‌ای قهرمان داستان را در یک رشته اتفاقات تصادفی درگیر می‌کند تا او با تعدادی از مهم‌ترین شخصیت‌های سیاسی قرن بیستم دمخور شود: استالین، فرانکو، ترومن، چرچیل، مائو، کیم ایل سونگ و … از این طریق و با مرور خاطرات پیرمرد، ما البته به صورت طنز در بطن حوادثی مثل ساخت بمب اتم، جنگ‌های داخلی اسپانیا و انقلاب چین قرار می‌گیریم. نویسنده حتی، قهرمان داستان را در سال‌های دهه ۱۳۲۰ به ایران هم آورده است و باعث شده او توسط سازمان امنیت وقت (ساواک) دستگیر هم بشود!


نویسنده در این اثر همه چیز اعم از رخدادهای تاریخی، اندیشه، فلسفه، کتاب مقدس تا مظاهر روزمره زندگی را به طنز می‌گیرد و دنیایی می‌سازد که به گفته خودش به نحوی هوشمندانه، ابلهانه است.

این اثر توسط فرزانه طاهری (انتشارات نیلوفر) و شادی حامدی (انتشارات به نگار) به زبان فارسی برگردانده شده است. 


تاریخ : شنبه 12 مهر 1393 | 01:51 ب.ظ | نویسنده : حمید قربانی نیا

فرانسیس بیکن: "ما به کسانی همچون ماکیاولی مدیونیم، که جهان سیاست و رهبران آن را آن‌طوری که هست به ما نشان می‌دهند، نه آن‌طوری‌که باید باشد ."




نام کتاب: شهریار  The Prince
نویسنده: نیکولو ماکیاولی Niccolo Machiavelli

بسیاری ماکیاولی را بنیان گذار سیاست ها و روش های زمامداری نوین در دنیا می دانند و اثر جاودانه او "شهریار"، منعکس کننده مجموعه نظرات و مشاهدات وی در مورد نحوه اداره جامعه و توسعه سازمان سیاسی مملکت ها است. 

ماکیاولی به دلیل واقع گرایی نامحدود خود و بی پروایی در بیان نظریات خویش در باب حفظ و استمرار حکومت با استفاده از زور و خشونت، نسل کشی، و گاها نیرنگ و تزویر، حتی در دوران خود (قرون 15 و 16 میلادی و دوران رنسانس اروپایی) نیز مورد شدیدترین حملات از سوی برخی سیاسیون و اندیشمندان دوران خویش قرار داشت و البته در مقابل گروهی دیگر از سیاسیون روش های وی در سیاست و حکومت داری را "عین واقعیت" و حاصل تجربیات بدست آمده از امپراطوری های پیشین دوران روم و ایران و یونان می دانند و او را در واقع تدوین گر و گردآورنده روش های تجربه شده این بزرگترین حکومت های تاریخ می دانند که بر نفس این گردآوری خرده ­ای نیست. تقابل میان منتقدان و موافقان ماکیاولیسم همچنان پس از حدود پنج قرن همچنان برقرار است و این چنین که به نظر میرسد پایانی بر آن متصور نیست.



وقتی آنچه امروز در دنیای سیاست در جریان است با اندیشه های ماکیاولی مقایسه می کنیم، می بینیم مواردی مانند: نسل کشی ها به منظور یکسان سازی ساختار اجتماعی و سیاسی منطقه تحت سلطه، کوچ های اجباری برای بر هم زندن ساختار اجتماعات سنتی یک قوم یا سرزمین، تظاهر به درستی و اخلاقیات از سوی سیاست مداران، تقویت ساختارهای ملی و ترویج ملی ­گرایی میان اعضای یک ملت، ایجاد ارتش­ های ملی با تاکید بر روحیه میهن ­پرستی و غیره همه گواهی بر بکار گیری توصیه ­های ماکیاولی و صحه ای بر کارایی روش های پیشنهادی وی پس از گذشت قرن ها دارد.

خلاصه کلام اینکه، ماکیاولی استفاده از خرد را به عنوان اصل و استفاده از هر ابزاری اعم از اخلاقی و غیراخلاقی را برای استحکام پایه های حکومت مجاز می شمارد بدون توجه به اینکه اخلاق انسانی و اجتماعی چه می گوید. در اینجا گاهی انسان به یاد جمله معروف چرچیل می افتد که:"تاریخ بشری را پیروزان نبردها می نویسند و شکست خوردگان در لابلای صفحات تاریخ گم می شوند"

کتاب شهریار ماکیاولی تا کنون در ایران توسط چند مترجم به فارسی برگردانده شده است که معروف ترین آنها ترجمه "محمود محمود" و "داریوش آشوری" است. 


با تشکر از معین طاهری (عضو کافه کتاب اندیشه) برای آماده سازی این مطلب


تاریخ : چهارشنبه 9 مهر 1393 | 01:53 ب.ظ | نویسنده : حمید قربانی نیا

"چیزی كه آدم دوست داره یادش بمونه فراموش می كنه و چیزی كه دوست داره فراموش كنه یادش می مونه" 


نام کتاب: جاده The Road
نویسنده: کورمک مک کارتی
مترجم: حسین آذرنوش
انتشارات: مروارید

آخر دنیا، آتش، گرسنگی، مرگ، سرما، ناامیدی.... 
و پدر و پسری که به امید سرزمینی امن تر و گرم تر رهسپار جنوب می شوند. 
این داستان جاده هست. نوشته نویسنده معروف آمریکایی "کورمک مک کارتی" که در سال 2007 برای نوشتن این رمان جایزه پولیترز و چند جایزه بین المللی دیگه رو به دست آورد. 
تنها امید پدر، عاقبت خوش برای پسر هست و همه تلاشش رو می کنه که اون رو به زندگی و زنده موندن امیدوار نگه داره...میشه گفت پدر نماینده نسل حاضر و پسر نماینده نسل آینده هست... دنیا رو به انقراضه و چیزی جز ناامیدی و خشونت و سرما برای نسل آینده باقی نمونده...
مک کارتی در دوره ای از زندگی خودش از خانواده جدا شده و تجربه پیاه روی طولانی مدت در جاده بدون هیچ امکاناتی رو داره. به همین دلیل خیلی خوب تونسته سختی و بی پناهی و مشقت جاده رو در داستان به خواننده منتقل کنه... 
کتاب خیلی غم انگیزه و دیالوگ های ساده و کوتاه اما در عین حال عمیقی داره... امیدوارم از خوندنش لذت ببرید.


در آینده کتاب های بیشتری از این نویسنده توانمند رو بهتون معرفی می کنیم.



طبقه بندی: رمان های خارجی،
برچسب ها: معرفی کتاب، جاده، مک کارتی، رمان های خارجی،

تاریخ : یکشنبه 6 مهر 1393 | 10:17 ب.ظ | نویسنده : حمید قربانی نیا

"بهشت ما یک مغازه بستنی فروشی دارد که وقتی یک بستنی چوبی با طعم نعنا می خواهی، هیچ کس نمی گوید فصلش نیست"






نام کتاب: استخوان های دوست داشتنی  Lovely Bones
نویسنده: آلیس سبالد Alice Sebold



استخوان های دوست داشتنی یک رمان عجیب با یک موضوع بدیع است. زیرا راوی داستان یک مقتول است. دختر نوجوانی که در سن 14 سالگی به قتل رسیده و پس از مرگش شاهد اوضاع زندگی اطرافیانش پس از مرگ اوست و با لحنی صمیمی و با همان احساسات دخترانه زیبا اتفاقات را برای ما روایت می کند. با اینکه این کتاب یک رمان پرفروش بوده و طرفداران زیادی دارد اما با این حال لذت بردن از آن کاملا سلیقه ایست، زیرا حس درون داستان معجونی از چندین احساس متفاوت است. به طوریکه «مایک چابن» نویسنده و منتقد ادبی این کتاب آن را اینگونه توصیف می کند: «یکی از عجیب ترین تجربه هایی است که به عنوان خواننده، در مدتی طولانی داشته ام و نیز یکی از به یادماندنی ترین آن ها، به طرز دردناکی سرگرم کننده، به طرز نشاط آوری خشن و فوق العاده اندوه آور است، کاری بزرگ در ساخت خیالپردازانه و نشانه ای بارز از قدرت شفابخش اندوه …


 


استخوان‌های دوست‌داشتنی دومین رمان آلیس سبالد نویسنده آمریکایی در سال 2002 است. این رمان به شدت مورد استقبال مخاطبان و منتقدان قرار گرفت و به بیش از ۳۰ زبان از جمله زبان فارسی ترجمه شد. در سال 2009 پیتر جکسون فیلمی به همین نام را بر پایه این رمان کارگردانی کرد. این رمان در سال 2003 برنده جایزه انجمن کتابفروشان آمریکا شد و در سال 2002 عنوان پرفروش ترین کتاب آمریکا را به خود اختصاص داد. این رمان در ایران نیز توسط سه مترجم به زبان فارسی برگردانده شده است. 


"نام خانوادگی من مثل اسم یک نوع ماهی به اسم سالمون بود و اسم کوچکم سوزی. چهارده ساله بودم، زمانی که در شش دسامبر 1973 به قتل رسیدم...." 




طبقه بندی: رمان های خارجی،
برچسب ها: معرفی کتاب، رمان های خارجی، آلیس سبالد، استخوان های دوست داشتنی، ادبیات امریکا،

تاریخ : شنبه 5 مهر 1393 | 12:12 ب.ظ | نویسنده : حمید قربانی نیا


نام کتاب: مردی که گورش گم شد
نویسنده: حافظ خیاوی
نشر: چشمه

«مردی که گورش گم شد » نوشته حافظ خیاوی یک مجموعه داستان کوتاه هست که خوندنش رو به شما توصیه می کنیم. شاید به خاطر اسم کتاب بود که من علاقه مند به خوندنش شدم. 
کتاب دارای نثر روان و دوست داشتنی هست و اکثرشون از زبان یک پسربچه نقل میشه که می تونید باهاش ارتباط خوبی برقرار کنید و از خوندنش لذت ببرید. "مردی که گورش گم شد" در سال 86 برنده ی جایزه ی بهترین مجموعه داستان ایرانی در دومین دوره ی جایزه ی ادبی روزی روزگاری شد

 

این کتاب دارای هفت داستان کوتاهه که عبارتند از:

روزه ‏ات را با گیلاس باز كن 

آن‏ها چه جوری می‏ گریند؟ 
چشم‏های آبی عمو اسد 
صف دراز مورچگان 
مردی كه گورش گم شد 
ماه بر گور می ‏تابید 
مردها كی از گورستان می ‏آیند؟


بخشی از داستان مردی كه گورش گم شد:

" دوست ندارم با خمپاره بمیرم. با خمپاره که می‌میری، خیلی شانسی می‌میری. کسی تو را آدم حساب نمی‌کند. الله‌بختکی چیزی می‌اندازند، ممکن است بخورد به تو یا بخورد به شغال. دوست دارم تک‌تیرانداز بزندم. کسی که تو را می‌بیند، نشانه‌گیری می‌کند و راست می‌زند به تو. آن‌جا تو ارزش داری. تو را آدم حساب می‌کند."

 "گورم پنجاه متری از جاده دور است. چند روز که بگذرد، خاک و شن رویش را می گیردکهنه اش میکند و شبیه همین بیابان میشود و راستی راستی گورم گم میشود. خوب نیست ادم گورش گم بشود. جایی چال شود که کسی نداند. وقتی زنده بودم هیچ اهمیتی نمیدادم که بعد از مردنم کجا گورم کنند،کسی برایم گریه بکند یا نکند. ولی الان دوست داشتم که کسی روی خاکم گریه کند."



تاریخ : جمعه 4 مهر 1393 | 12:31 ب.ظ | نویسنده : حمید قربانی نیا


" دردهایی در این دنیا هست، به آن عظمت كه دیگر در برابر آن ها از اشك كاری ساخته نیست"

نام کتاب: قطار به موقع رسید... The train was on time
نویسنده: هاینریش بل ... Heinrich Boll
مترجم: کیکاووس جهانداری

"قطار به موقع رسید" نام کتابیست که در سال 1949 توسط هاینریش بل نویسنده آلمانی نوشته شده است. این کتاب اولین رمان وی به شمار می‌رود و می توان گفت بل با انتشار این داستان در سال 1949 به شهرت رسید. 

این کتاب داستان یک سرباز آلمانی است که با قطار به سمت لهستان در حرکت است. اما در بین راه دچار یاس و افسردگی شدید می شود و گمان می کند که زمان مرگ او نزدیک است. 

نویسنده سردرگمی و یاس و ناامیدی انسان ها در دوران جنگ را به تصویر می کشد. انسان هایی که هیچ امیدی به آینده ندارند و هر یک در نوعی اسارت روحی به سر می برند. این رمان آثار مخرب جنگ را بر روی روح انسان ها نشان می دهد و افراد در آن تحت تاثیر عمیق جنگ هستند.  در حقیقت این رمان اعتراض نویسنده به جنگ است که این ناامیدی و یاس هم نتیجه آن است. 




" به زودی. به زودی. به زودی. به زودی. این به زودی کی خواهد بود؟ چه کلمه هراس انگیزی است این به زودی. به زودی ممکن است یک ثانیه دیگر باشد. به زودی می‌تواند یک سال طول بکشد. به زودی کلمه‌ای است هراس انگیز. این به زودی آینده را در هم می‌فشارد، آن را کوچک می‌کند و دیگر هیچ چیز مطمئنی در کار نخواهد بود. هر چه هست دودلی و تزلزل مطلق خواهد بود. به زودی هیچ نیست و به زودی چه بسا چیزهایی است. به زودی همه چیز است. به زودی مرگ است...!




طبقه بندی: رمان های خارجی،
برچسب ها: معرفی کتاب، هاینریش بل، قطار به موقع رسید، رمان های خارجی،

تاریخ : چهارشنبه 2 مهر 1393 | 01:46 ب.ظ | نویسنده : حمید قربانی نیا




برای دیدن سایر عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 1 مهر 1393 | 03:14 ب.ظ | نویسنده : حمید قربانی نیا



نام کتاب: پاییز در قطار
نویسنده: کاظم مزینانی
انتشارات: سوره مهر

امروز به مناسبت شروع فصل پاییز و همچنین هفته دفاع مقدس کتاب "پاییز در قطار" را بهتون معرفی می کنیم.

کتاب "پاییز در قطار" نوشته محمدکاظم مزینانی رمان کوتاهی است که حکایت آن، نگاه قدسی به شهید و خانواده اوست که مدام در رمانهای جنگ تکرار می شوند. این کتاب، داستان خانواده ای است در یکی از روستاهای کشور که تنها پسر آنها به جبهه رفته است.

رمان حادثه روایی را بر اساس دید یک سگ به اسم خانمی و سایر خانواده می نویسد و این احساس را به وجود می آورد که حیوانات همه چیز را می دانند و می بینند و وابسته به خانه و آدمیان درون خانه اند. از شادی آدمیان شاد و از غم آنها غمگین می شوند. در رمان به ساختار خوب توجه شده و عاطفه خانوادگی، وابستگی خانواده در ایران را به زیبایی به تصویر کشیده است.




رمان «پاییز در قطار»، اثری است که نویسنده فضای جنگ ایران و رژیم بعث عراق را برای نوجوانان روایت می‌کند. محمدکاظم مزینانی در ارتباط با این رمان اظهار داشته است:" اصل سوژه داستان «پاییز در قطار» مربوط به خبری است که از تلویزیون شنیده‌ام که در آن خبر مادر شهیدی که در روستا زندگی می‌کرد می‌گفت هم‌زمان با شهادت پسرش در جنگ تحمیلی، اسب او در روستا مرده است. فکر کردم این خبر می‌تواند سوژه خوبی برای داستان باشد و بر اساس همین خبر رمان «پاییز در قطار» را به نگارش درآوردم."


نویسنده در این کتاب به طور غیر مستقیم به موضوع دفاع مقدس پرداخته و سعی کرده از شعار گویی در این زمینه پرهیز کند. با توجه به این که ماجراهای داستان مربوط به سرگذشت یک خانواده است که فرزند نوجوان آنها در میان افراد حاضر در میدان های جنگ است، در طول روایت داستان زاویه نگاه نویسنده به سمت جبهه ها کشیده نمی شود و دریچه نگاه او به محدوده محل سکونت خانواده متمرکز شده است.

این رمان برنده بیست و چهارمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در بخش کودک و نوجوان شده و همچنین در همان سال جایزه جشنواره غنی پور را نیز به خود اختصاص داد است. لازم به ذکر است این کتاب توسط الکساندر اندروشکین به زبان روسی ترجمه و در نشریه معتبر ادبیات خارجی روسیه منتشر شده است.





طبقه بندی: رمان های ایرانی،
برچسب ها: معرفی کتاب، پاییز در قطار، کاظم مزینانی، رمان دفاع مقدس،

تاریخ : دوشنبه 31 شهریور 1393 | 08:52 ب.ظ | نویسنده : حمید قربانی نیا

"حالا که دوباره نامه را می خواندم یادم آمد که تای وطن دسته دارد، اما من بدون دسته نوشتم ش. البته شاید هم وتن من دسته نداشته باشد تا من نتوانم بگیرم ش... دسته مال گرفتن با دست است. "وتن" من دسته ندارد. باید با همه تن آن را هاگ کرد، بغل ش کرد..."



نمی دونم تا بحال رمان های رضا امیرخانی رو خوندید یا نه اما برای اون دسته از کسانی که با قلم امیرخانی آشنایی ندارند باید بگم که امیرخانی مثل خودش می نویسه و قلم مخصوص خودش رو داره. به همین خاطره که کتاب های امیرخانی رو که باز کنید همیشه در صفحات اول کتاب به این موضوع اشاره شده که رسم الخط این کتاب منطبق با دیدگاه نویسنده است. هر کدوم از رمان هاش رو که شروع به خوندن می کنید شاید تا چند صفحه اول زیاد متوجه داستان نشید و یه جورایی نتونید با شخصیت های داستان ارتباط برقرار کنید. اما وقتی به قلم امیرخانی عادت کنید و وارد فضای داستان بشید کنار گذاشتن کتاب براتون خیلی سخت میشه چون داستان شما رو با خودش می بره. در ضمن باید بگم ارتباطاتی که بین اجزای داستان وجود داره بسیار دقیق و ظریفه و گاهی خواننده از این چینش حیرت می کنه. به جرات می تونم بگم رضا امیرخانی یه نبوغ خاصی توی این زمینه داره که می تونه خیلی مسائل رو با ظرافت و ذکاوت خاصی به هم پیوند بده. یکی از رمان های امیرخانی رمان بیوتن (Bioten) هست که توسط نشر علم منتشر شده. بیوتن داستان یه جوان رزمنده ایرانیه که به دلیل نارضایتی از وضع کشور بعد از جنگ به قصد مهاجرت به امریکا میره و اونجاست که تقابل سنت و مدرنیته آغاز میشه...

هر چند بر این رمان نقدهای زیادی نوشته شده و به عقیده برخی منتقدان این رمان ضعیف تر از سایر رمان های امیرخانی از جمله رمان "من او" هست اما با همه این اوصاف خوندن این کتاب رو به شدت به شما پیشنهاد می کنم. در آینده سعی می کنیم کتاب های دیگری از این نویسنده خوب رو به شما معرفی کنیم. 



بهتون قول میدم اگه اهل دل باشید و به قصه های امیرخانی دل 

بسپرید از وسعت دید نویسنده، از دنیادیدگیش با وجود جوان 

بودن، از ذکاوتش در پیوند بین مسائل و از قلم خاص و شیرینش 

حتما لذت خواهید برد.  


"آرمیتا نگاهی می کند به تپه های سبز اطراف های-وی نود وپنج و پوزخند می زند:

-        خوب! توی امریکا هم که نمی گویند یا علی...نمی گویند یاالله...حتی نمی گویند یا جی­زز! اینجا هم صبح به صبح می گویند یا...

آرمیتا نمی داند در امریکا صبح به صبح چه می گویند. اما حاج

 مهدی می داند. جواب می دهد:

-        توی امریکا صبح به صبح می گویند یا خودم! من فکر می کردم یا خودم، به تر باشد از یا دولت! یا خودم را یک جورهایی می شد تبدیل ش کرد به یا علی... اما یا دولت با هیچ سریشی نمی چسبد به یا علی... آرمیتا ساکت می شود. خود حاج مهدی هم. بعد از مدتی حاج مهدی می گوید:

-        شاید هم اشتباه کرده باشم...دیگر هیچ جا جای ما نیست... ما بی وطن شده ایم خواهر..." 




طبقه بندی: رمان های ایرانی،
برچسب ها: معرفی کتاب، بیوتن، رضا امیرخانی، رمان ایرانی،

تاریخ : پنجشنبه 27 شهریور 1393 | 09:34 ق.ظ | نویسنده : حمید قربانی نیا


نام کتاب: قلعه حیوانات (مزرعه حیوانات) Animal Farm

نویسنده: جورج اورول George Orwell

سبک کتاب: رمان تمثیلی


قلعه حیوانات یک رمان کوتاه تمثیلی درباره گروهی از حیوانات است که به دلیل نارضایتی از وضعیت موجود انسانها را از مزرعه ای که در آن زندگی می کنند بیرون کرده و خود اداره آن مزرعه را بر عهده می گیرند. اما با این حال پس از چندی حکومت حیوانات به یک حکومت خودکامه مشابه قبل تبدیل می شود. 






در حقیقت جورج اورول، نویسنده توانمند این کتاب، جریان شناسی یک انقلاب را در قالب یک داستان ساده که شخصیت های آن را حیوانات بر عهده دارند به زیبایی نشان می دهد. در این کتاب هر گروه از حیوانات نقش گروهی در اجتماع را بازی میکنند که دست به انقلابی برای بهبود زندگی خود میزنند اما حاکمانی که اختیار میکنند همان­هایی میشوند که زندگی آنها را به نابودی میکشند. جالب اینکه نقش هر حیوان در داستان به خوبی ویژگی شخصیتی افراد در دنیای واقعی را پوشش می دهد. قوانین اورول در قلعه حیوانات مثل "همه حیوانات با هم برابرند اما برخی برابرترند" آنقدر زیرکانه و دقیق است که در همه دیکتاتوری ها مصداق دارد. جورج اورول با چنان ذکاوتی نقش ها را در کنار هم قرار می دهد که هر خواننده ­ای را به تحسین وامی دارد.

این رمان در طول جنگ جهانی دوم نوشته شده و در سال 1945 میلادی انتشار یافته است. اما محبوبیت آن به سال 1950 برمیگردد. این کتاب تاکنون به چندین زبان زنده دنیا ترجمه شده و ترجمه آن به زبان فارسی نیز توسط چندین مترجم صورت گرفته است.

کتاب های جورج اورول رو از دست ندید!

 



طبقه بندی: معرفی کتاب،
برچسب ها: قلعه حیوانات، معرفی کتاب، جورج اورول، مزرعه حیوانات، رمان تمثیلی،

تاریخ : چهارشنبه 19 شهریور 1393 | 05:13 ب.ظ | نویسنده : حمید قربانی نیا






نام کتاب: شازده کوچولو (Le Petit Prince)

نویسنده: آنتوان دوسنت اگزوپری (Antoine De Saint-Exupery)

مترجم: محمد قاضی 




"آدم بزرگ ها ارقام را دوست دارند.

اگر شما به آدم بزرگ ها بگویید : " من خانه زیبایی دیدم، پشت بامش کبوتران..." نمی توانند ان خانه را در نظر مجسم کنند. باید به ایشان گفت: "یک خانه صد هزار فرانکی دیدم!" آن وقت به بانگ بلند خواهند گفت: به به . چه خانه قشنگی!"



شاید کتاب شازده کوچولو نیاز به معرفی نداشته باشه. اما این پست صرفا جهت یادآوریه. برای اینکه افرادی که تا بحال این کتاب رو نخوندن بدونن که از کنار شازده کوچولو نمیشه گذشت. به نظر میاد که این کتاب یه کتاب کودکانه ست. اما ابدا اینطور نیست. به نظرم توی هر سنی میشه شازده کوچولو رو خوند و به فکر فرو رفت و ازش چیز یاد گرفت.   

در بین ترجمه های شازده کوچولو ترجمه احمد شاملو از همه معروف تره... اما شخصا ترجمه محمد قاضی رو ترجیح میدم.


یکی از جذاب ترین قسمت های کتاب دیالوگ هایی هست که بین روباه و شازده کوچولو رد و بدل میشه: 

"روباه گفت: زندگی من یکنواخت است. من مرغ ها را شکار می کنم و آدم ها مرا. تمام مرغ ها بهم شبیهند و تمام آدم ها با هم یکسان. به همین جهت در اینجا اوقات به کسالت می گذرد. 

ولی اگر تو مرا اهلی کنی زندگی من همچون خورشید روشن خواهد شد. من با صدای پایی آشنا خواهم شد که با صدای پاهای دیگر فرق خواهد داشت. صدای پاهای دیگر مرا به سوراخ فرو خواهد برد. ولی صدای پای تو همچون نغمه موسیقی مرا از لانه بیرون خواهد کشید. 

بعلاوه، خوب نگاه کن! آن گندم زارها را در آن پایین می بینی؟ 

من نان نمی خورم و گندم در نظرم چیز بی فایده ایست. گندم زارها مرا به یاد هیچ چیز نمی اندازند و این جای تاسف است! 

اما تو موهای طلایی داری. و چقدر خوب خواهد شد آن وقت که مرا اهلی کرده باشی! چون گندم که رنگ طلاست مرا به یاد تو خواهد انداخت. آن وقت من صدای وزیدن باد را در گندم زار دوست خواهم داشت....

روباه ساکت شد و مدت زیادی به شازده کوچولو نگاه کرد.

آخر گفت: بی زحمت... مرا اهلی کن!"


هیچ فکر می کردید روباهی تو این دنیا وجود داشته باشه که انقدر بفهمه! 




تاریخ : شنبه 30 فروردین 1393 | 02:00 ب.ظ | نویسنده : حمید قربانی نیا
در پست قبلی خبر درگذشت گابریل گارسیا مارکز رو اعلام کردیم امروز قصد داریم تا به معرفی یکی از آثار این نویسنده رو معرفی کنیم.

.............  ..  .............

نام کتاب : " صد سال تنهایی "
نویسنده : گابریل گارسیا مارکز (Gabriel Garcia Marquez)
سبک : رئالیسم جادویی
مترجم : بهمن فرزانه

جلد کتاب
صد سال تنهایی

.............  ..  .............

معرفی سبک کتاب :

همانطور که گفتیم سبک  این اثر رئالیسم جادویی یا همان واقع گرایی جادویی و یا  Magic Realism می باشد.
پایه گذار اصلی این سبک بنا به گفته دانشنامه ویکی پدیا خود گابریل گارسیا مارکز بود و پس از آن  نویسندگان دیگری  چون کارلوس فوئنتس ، غلامحسین ساعدی ، رضا براهنی ، اشار کمال و ... به نگارش در این سبک پرداختند.
این سبک با همانگونه که از اسم آن نیز پیداست بر اساس واقعیت پایه گذاری شده و در آن تنها یک عنصر غیر واقعی اضافه می شود. در این سبک همه چیز کاملا واقعی است و نویسنده تخیلات خود را در نگارش داستان دخیل نمی کند. در نتیجه خواننده خود را درگیر یک داستان کاملا واقعی می بیند  که گاه از حیطه واقعیت خارج شده و اندکی پا را از مرز واقعیت فراتر نهاده و به دنیای خیال و شگفت انگیز گام می نهد!

.............  ..  .............

خلاصه ای از " صد سال تنهایی " :

همانطور که می دانید این اثر یکی از معروفترین کتاب در بین ادبیات جهان به شمار می رود. داستان این اثر از زبان سوم شخص روایت می شود که در یکی از کشورهای آمریکای جنوبی اتفاق می افتد داستان با توصیف صحنه اعدام سرهنگ سرهنگ اوئرلیانو بوئندیا (از شخصیت های اصلی داستان) و مرور خاطراتش آغاز می شود. سرهنگ به یاد خاطرات دوران کودکی خود در دهکده ای به نام  ماکاندرو که در آن تنها 20 خانه خشتی وجود داشت می افتد که وی و خانواده اش در آن زندگی می کردند. اهالی آن ده هیچ اطلاعی از دنیای اطراف خود نداشتند و زندگی آنها به حدی ساده و صمیمانه بود که بسیاری از اشیا و وسایل نام نداشت و به جای اسم آنها از زبان اشاره استفاده می کردند! تنها راه ارتباط آنها با دنیای بیرون از طریق کولی هایی بود که هر ساله  به این ده می آمدند و با فروش وسایل عجیب  و بازگو کردن اخبار خارج از ده اهالی ده را شگفت زده می کردند. و همین امر باعث شد تا بعضی از اهالی ده از جمله خوزه آرکادیو به فکر مهاجرت از ده بیافتند اما همسر خوزه مایل به مهاجرت از ده نبود و توانست دیگران را نیز از مهاجرت منصرف کند.
در ادامه داستان دختری به همراه گروهی تاجر وارد ده می شود و با همراه داشتن یک نامه و چند تیکه استخوان که متعلق به پدر و مادر دختر بود ادعا می کند که از خویشان خوزه و  همسرش یعنی اورسلا می باشد. خوزه و همسرش نیز سرپرستی این دختر را به عهده می گیرند و استخوان ها را طبق آیین های مذهبی خویش به خاک می سپارند.
این دختر که ربکا نام داشت به بیماری بی خوابی دچار بود که بیماری او به سایر اهالی ده نیز سرایت کرد. یک سرخپوست که متوجه این بیماری می شود سعی می کند دیگران را نجات دهد اما هیچکس به تذکرات وی توجه نمی کند و اهالی از اینکه بی خوابی باعث کار بیشتر آنها می شود راضی و خوشحال بودند! اما کم کم متوجه شدند که این بیماری همه گیر شده و هیچ راهی برای درمان آن وجود ندار. این بیماری همانگونه که پیرمرد سرخپوست نیز هشدار داده بود باعث از بین رفتن حافظه مردم ده شد به گونه ای که  حتی اسم اشیا را نیز از یاد برده بودند و این وضعیت روز به روز وخیمتر می شد...

خوزه و اورسلا که پدر خوانده و مادر خوانده دیگر شخصیت های نسلهای بعد در این خانواده به حساب می آیند نقش مهمی در داستان را به عهده دارند!
اورسلا یعنی مادر خوانواده که صدسال زندگی می کند و تمام مدت عمرش را برای مراقبت از فرزندان و سایر افراد خانواده وقف می کند. با مهاجرات افراد جدید به این ده همه چیز تغییر می کند و روال زندگی در آن عوض می شود و کسب و کار در ده کم کم رونق می گیرد.
در ادامه یکی از شخصیتهای داستان به نام ملکیادس که قبلا مرده بود! به ده می آید و بیماری فراموشی اهالی این ده را علاج می کند در پی این اقدام خانواده بوئندیا تصمیم می گیرند ملکیادس را نزد خود نگه دارند. ملکیادس هم در طول این مدت که در آنجا زندگی می کرد به نوشتن نسخه هایی بر روی پوست  می پردازد که تا مدتها هیچکس نمی توانست از آن سر در بیاورد ولی بالاخره پس از صد سال رمز این نوشته ها کشف می شود.
داستان با شروع یک جنگ داخلی ادامه پیدا می کند که در این جنگ اهالی ماکاندو به فرماندهی سرهنگ آئورلیانو بوئندیا که فرزند دوم خوزه آركادیو بوئندیا می باشد وارد جنگ می شوند در مدت زمانی که جنگ ادامه داشته سرهنگ آئورلیانو چندین بار از مرگ حتمی نجات می یابد و بالاخره پس از یک جنگ طولانی مجبور به امضای معاهده صلح می شود و پس از آن با شلیک گلوله به سینه خود اقدام به خودکشی می کند که موفق نمی شود...
در ادامه داستان و با کشف رمز نوشته های ملکیادس به جذابیت داستان افزوده می شود و داستان وارد بعد دیگری می شود ...




طبقه بندی: معرفی کتاب،

تاریخ : جمعه 29 فروردین 1393 | 09:41 ق.ظ | نویسنده : حمید قربانی نیا
'hfvdg 'hvsdh lhv;c


همه او را با دو شاهکار بسیار زیبا و خواندنیش یعنی " پاییز پدر سالار " و " صد سال تنهایی " می شناسند . هر جا که سخن از این نویسنده بزرگ به میان باشد بی شک پای این دو شاهکار ادبی او نیز در میان است...
کمتر کسی را می توان سراغ داشت که اهل مطالعه باشد و با این نویسنده و آثارش آشنایی نداشته باشد.
حرف از نویسنده بزرگ آمریکای لاتین یعنی " گابریل گارسیا مارکز " است.
گابریل گارسیا مارکزدر مارس 1927 در دهکده  آرکاتاکا به دنیا آمد. وی نویسندگی را از سال 1941 شروع کرد. در سال 1965 نوشتن معروفترین کتاب خود یعنی " صد سال تنهایی " را شروع کرد و پس از دوسال یعنی در سال 1967 توانست آن را به پایان برساند.  مارکز در سال  1982 بخاطر این کتاب موفق به دریافت جایزه نوبل ادبیات شد.
گابریل گارسیا مارکز در 17 آوریل 2014 در اثر بیماری در بیمازستان درگذشت.



برخی از آثار گابریل گارسیا مارکز : 

1 - صد سال تنهایی
2 - پاییز پدر سالار
3 - عشق سالاهای وبا
4 - ژنرال در هزار توی خود
5 - خاطرات روسپیان غمگین من
6 - قدیس
7 - پرندگان مرده
8 - بی پروا
9 - زنی که هر روز راس ساعت 6 صبح می آمد
10 - هواپیمای خار غنچه گل سرخ
11 - خزان خودکامه
12 - ساعت شوم


                                          مشاهده تصاویر بیشتر در ادامه مطلب                                


ادامه مطلب

طبقه بندی: تازه ها،

تاریخ : یکشنبه 24 فروردین 1393 | 06:51 ب.ظ | نویسنده : حمید قربانی نیا

مردم همواره به زندگی خصوصی و ویژگی های اخلاقی افراد مشهور علاقه مند بوده اند. اطلاعات ما از زندگی هنرپیشگان و خوانندگان با وجود اینترنت و نشریات زرد به قدر کافی زیاد است. ولی درباره زندگی و عادات ادیبان مشهور و محبوبمان چه می دانیم؟ از شرایط خلق شاهکارشان چه؟ عادت آنها هنگام نوشتن چه بوده است؟ ادیبان مشهور چه ویژگی های اخلاقی خوب یا بدی داشته اند؟ کدام یک دچار نقص جسمانی بوده است و کدام یک از بیماری جسمی یا روحی رنج می برده است؟ کدامشان خودکشی کرد و کدام یک مرتکب قتل شد؟ بی تردید جواب بسیاری از این پرسش ها را نمی دانیم.

شاید معدودی مایلند بدانند قالب نوشت فاوست چگونه است یا گوته اشعارش را در چه قالبی می سروده است، اما بسیاری دوست دارند بدانند، مردی که فاوست را نوشت که بود؟ چه خصوصیاتی داشت؟ زندگی اش چگونه بود؟ و آیا چیزهایی وجود دارد که او را – در مقام یک مافوق بشر -  با ما – در مقام یک انسان ساده – مرتبط سازند؟ کسی که زندگینامه یک ادیب را می خواند سعی می کند خود را در تصویر ادیب بیابد.

این تصویر بیش تر وقت ها دو بعد دارد که یکی را خود شاعر می سازد؛ در آثار، نامه ها و اغلب خود زندگی نامه اش. به ندرت ادیبی پیدا می شود که بتواند در مقابل وسوسه نوشتن یک خود زندگینامه مقاومت کند. یا بهتر است بگوییم، ادیانی که بعد از قزن هجدهم زندگی کرده اند، قادر به مقاومت نبوده اند. برای مثال شکسپیر، هرگز به ذهنش هم نمی رسید درباره خودش بنویسد. او همواره با هدفی خاص می نوشت؛ کشاندن تماشاگران بیشتر به تاتر که بخشی از آن هم به خودش تعلق داشت. یا به دست آوردن حمایت و پشتیبانی افراد مهم. ادیبان دوره باروک هم از تشریح زندگی خود چشم پوشیده اند. نوشتن خود زندگینامه در قرن هچدهم با نوشتن اعترافات ژان ژاک روسو آغاز می شود. پس از آن دیگر تقریبا هر نویسنده مشهوری درباره خود می نویسد. زندگی من اثر زویمه؛ شعر و حقیقت اثر گوته؛ اعترافات فرزند قرن  اثر دوموسه؛ خاطات اثر هاینه؛ زندگینامه خود اثر گریل پارسر؛ دنیای دیروز اثر اشتفان سوایگ؛عصری مورد بررسی قرار می گیرد اثر هانریش مان؛ کلمات اثر ژان پل سارتر؛خاطرات دختری نسبتا منظم و به طور کلی اثر سیمون دو بووار؛ زبان محفوظ، مشعل در گوش و بازی های نگاه اثر الیاس کانتی و چرخش های زمان اثر آرتور میلر ازین جمله اند. بعضی نویسندگان نیز از نوشتن خودزندگینامه خودداری می کنند و ز زندگی خود می گویند؛ برای مثال هاینز مولر در جنگ بدون مبارزه.

در این بین، امکان دادن اطلاعات، تسلیم اشتیاق در مرکز توجهات قرارگرفتن شده است. دیگر ادیبی وجود ندارد که زندگی خود را پنهان نگه دارد. البته افراد چون جی.دی.سالینجر در این بین استثنا هستند. چه چیزی نویسندگان را وا می دارد خود را اینگونه معرفی کنند و بشناسانند؟ ظاهرا نیاز به توجیه و تشریح خود، از میان برداشتن سوءتفاهم ها و البته وسوسه تاثیرگذاری و ژست گرفتن است. یعنی ارائه یک تصویر صحیح، همراه با حذف ها، تغییر واقعیت ها و دروغ ها. از طرف دیگر، روزنامه نگاران، زندگینامه نویس عل ئ محققان ادبیات هم تصویر دیگری ارائه می کنند.

پس تکلیف واقعیت در زندگی آنها چیست که نه در آن و نه در این است؟ شاید تاسف انگیز باشد، اما همزمان، ماجرا را هیجان انگیز تر هم می کند. هاینز مولر در جایی می گوید: «خداوند، انسان را مانند یک سایه آفریده است. وقتی آفتاب غروب می کند، چه کسی باید آن را بسازد؟» که ساشا اندرسن در ابتدای خودزندگینامه اش به نام ساشا اندرسون هم از همین جمله استفاده کرده است. تصویر یک ادیب، با وجود تمام تلاش هایی که برای حفظ آن انجام می شود، دائم در حال کمرنگ شدن است.

این کتاب هم که نتیجه ۲۵ سال کوشش نویسنده برای جمع آوری اطلاعات لازم درباره ادبیبان بوده، تلاش دیگری برای حفظ آن تصاویر است.




طبقه بندی: معرفی کتاب،
برچسب ها: زندگینامه و سفرنامه - ادبیات تخصصی - داستان - دایرة المعارف و لغت نامه -، معرفی کتاب در حیاط خلوت نویسندگان،

تاریخ : جمعه 22 فروردین 1393 | 12:26 ب.ظ | نویسنده : حمید قربانی نیا

بر ضمیر اهل بصیرت و سالکان راه حقیقت ، آشکار است که بعد از کلام الهى و سخنان پیامبران گرامى حق و ائمه هداى علیهم السلام ، که شفابخش ‍ دلهاى بیمار و فروغ قلوب پارسایان و پرهیزگاران است ، سخنى ارجمندتر از گفتار علماى عاملین و عرفاى متألهین و شرح حال ایشان نیست که ارواح را اسباب تزکیه از کدورتهاى عالم ماده مى گردد و سالکان و پویندگان طریق معرفت را مایه تشویق و تثبیت خواهد بود و کلا نقص علیک من انباء الرسل ما نثبت به فؤادک ، لقد کان فى قصصهم عبرة لاولى الالباب . و بزرگان گفته اند: گفتار اولیاء خدا، تازیانه اهل سلوک است .

پس بر اهل صلاح فرض است که از جویبار نور و حکمت کلام خدا و همچنین گفتار و کردار اهل حق کسب فیض و در هر بامداد به تلاوت آیات قرآنى کریم همت کند و احادیث رسول اکرم (ص ) و روایات ماءثوره از ائمه اطهار صلوات الله علیهم اجمعین را به دقت قرائت کند و برگى چند از دفتر زندگى و شرح حال و کرامات و سخنان بزرگان دین را با تدبر مرور کند تا وى را از دام وساوس شیطانى برهاند و به راه مستقیم رهبرى دهد و از مهالک نجات بخشد.
و در این زمان که کثرت عالم ماده و توجه به صور جسمانى بسیارى از افراد بشر را از حق غافل کرده است ، تا آنجا که عده اى به سبب انهماک در شهوات از یاد الهى منکر بسیارى از مبانى احکام دینى و عوالم ماوراء حس ‍ بشرى شده اند، بر هر فرد مسلمان واجب و لازم است که حتى المقدور را تذکر و جاهلین را تعلیم دهد و عاملین را تشویق کند، چنانکه خداى تعالى مى فرماید:



برای مطالعه و دانلود کتاب به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفی کتاب،
برچسب ها: سیر و سلوک، شیخ حسنعلی نخودکی، عرفای شیعه، علی مقدادی اصفهانی، نشان از بی نشان ها،

تاریخ : سه شنبه 26 آذر 1392 | 05:17 ب.ظ | نویسنده : حمید قربانی نیا

کتابی زیبا از پائولو کوئیلو نویسنده مشهور جهانی به چاپ رسیده در سال 1996 که به نحو دیگری اعتقادات خاص خود را بیان می کند. داستان شرح دوره ای از زندگی یک پیامبر است که طی اتفاقاتی با یک زن آشنا می شود و بعد از مرگ او پسر آن زن را نگهداری می کند. در همین حال حوادث جالبی برای آن قوم پیش می آید که بسیار عبرت آموز است و اما اسم کتاب که کوه پنجم است در واقع محور اصلی داستان می باشد و آغاز حوادث داستان با این کوه است.
همیشه‌ لازم‌ است‌ که‌ آدمی‌ بداند کی‌ یک‌ مرحله‌ از زندگی‌اش‌ تمام‌ شده. اگر بعد با لجاجت‌ به‌ آن‌ چنگ‌ بیندازی، لذت‌ و معنای‌ بقیه‌ی‌ مراحل‌ زندگی‌ات‌ را از دست‌ می‌دهی. بعد خطرش‌ هست‌ که‌ خدا تمام‌ وجودت‌ را به‌ لرزه‌ بیندازد تا سر عقل‌ بیایی. کوه پنجم اثر  پائولو کوئلیو،  ویسنده‌ی برجسته‌ی برزیلی، داستان سفر روحانی ایلیای نبی است. در هرج و مرج سده‌ی نهم پیش از میلاد، ایزابل، شاهدخت فینیقی و همسر پادشاه اسرائیل، دستور اعدام تمام انبیای بنی‌اسرائیل را صادر می‌کند که حاضر به پرستش خدای بعل نیستند. ایلیای به دستور فرشته‌ی خدا، از اسرائیل می‌گریزد و در شهر کوچکی به نام صرفه در لبنان پناه می‌گیرد و در آن جا، زنی بیوه، عشق و زندگی خود را نثار او می‌کند. اما این عشق تمام هستی او را در بر می‌گیرد. اما او برگزیده شده است تا در آزمون تکان دهنده‌ی ایمان، برناکامی‌های خویش غلبه کند. داستان ایلیا، داستان مقاومت و امید است، و سفری که هرگز از یاد نخواهد رفت. کوه پنجم ادعا می‌کند که نباید فاجعه را یک مجازات دانست، فاجعه‌ مبارزه‌ای است که پیش روی هر انسان قرار می‌گیرد. این داستان از گذشته بر می‌خیزد، اما مضمون آن هرگز کهنه نخواهد شد.
پائلو کوئیلو بر روی وب سایتش اجازه انتشار رایگان تمامی آثارش به زبان فارسی را داده است.


نویسنده / مترجم : پائلو کوئیلو / آرش حجازی
 زبان کتاب الكترونیك : فارسی                                                        
 نوع فایل كتاب : PDF
 تعداد صفحات كتاب الكترونیك : 252
 منبع ناشر كتاب : takbook
 پسورد كتاب الكترونیك : www.takbook.com


تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6

  • قالب میهن بلاگ
  • آریس پیکس
  • ضایعات